العلامة المجلسي

599

حياة القلوب ( فارسي )

حضرت فرمود : سه روز . پرسيد كه : هارون از مادر وپدر با موسى عليه السّلام برادر بود ؟ فرمود : بلى . پرسيد كه : وحى به هر دو نازل مىشد ؟ فرمود كه : وحى بر حضرت موسى نازل مىشد وموسى عليه السّلام به هارون وحى مىكرد . پرسيد كه : حكم كردن وقضا وامر ونهى با هر دو بود ؟ فرمود كه : حضرت موسى مناجاة مىكرد با پروردگار خود وعلم را مىنوشت وحكم مىكرد ميان بني إسرائيل ، وچون موسى غايب مىشد از قوم خود براي مناجاة پروردگار خود ، هارون خليفهء أو بود در ميان قومش . پرسيد كه : كدام يك پيشتر فوت شد ؟ فرمود كه : هارون پيش از موسى عليه السّلام فوت شد وهر دو در « تيه » فوت شدند . پرسيد كه : موسى عليه السّلام فرزند داشت ؟ گفت : نه ، فرزند از هارون بود . پس فرمود كه : حضرت موسى در نهايت كرامت وعزت بود نزد فرعون تا به حدّ مردان رسيد ، وآنچه موسى عليه السّلام تكلّم مىنمود به آن از توحيد ، انكار مىكرد بر أو فرعون تا آنكه قصد كشتن أو كرد . پس موسى عليه السّلام از نزد فرعون بيرون آمد وداخل شهر شد ، پس دو مرد را ديد كه با يكديگر جنگ مىكردند كه يكى به قول حضرت موسى قايل بود وديگرى به قول فرعون قايل بود ، پس موسى عليه السّلام آمد به نزديك ايشان ودستى زد بر آنكه به قول فرعون قايل بود وأو در ساعت هلاك شد ، وموسى عليه السّلام از ترس در شهر پنهان شد . چون روز ديگر شد ، ديگرى آمد وبه همان شخص چسبيد كه به قول موسى عليه السّلام قائل بود ، باز أو استغاثه به موسى عليه السّلام كرد ، پس آن فرعونى به موسى عليه السّلام گفت : آيا مىخواهى مرا بكشى چنانچه ديروز كسى را كشتى ؟ ! پس موسى عليه السّلام دست از أو برداشت وگريخت . وخزينه‌دار فرعون به موسى عليه السّلام ايمان آورده بود ، ششصد سال ايمان خود را پنهان